تبليغاتX
وبلاگ گروهی ازهواداران اکبر گنجی
نویسندگان این وبلاگ لیبرال، جمهوری خواه و سکولار هستند

گفت وگوی اکبر گنجی با رابرت بلا، جامعه شناس معروف آمریکايی

bellah.gif
تمام رژیم های استبدادی بر پایه یک ایمان نااستوار مستقرند. تمام آنها در درون خودشان می دانند که کارشان خطاست. باید این خطایی را که آنها در دورن از آن رنج می برند کشف و بر ملا کرد. باید به آنها نشان داد که کارشان اخلاقاً نادرست است. شکست اینگونه رژیم ها در درجه اول شکست اخلاقی است.

 

کالیفرنیا، دانشگاه برکلی، 7 سپتامبر 2006

*بسیار تشکر می کنم از اینکه وقت خود را برای دیدار و گفت و گو در اختیار ما گذاردید.*

من هم از دیدار شما خوشبختم. دیدار با شما برای ...

ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 16:43 | لینک  | 

فدراسيون بين المللي حقوق بشر:

درخواست تحقيق در مورد چگونگي مرگ دو زنداني

۲۳ شهریور ۱۳۸۵

درخواست تحقيق در مورد چگونگي مرگ دو زنداني

پاريس- طي 5 هفته اخير به دنبال مرگ دو زنداني در زندان هاي ايران به دليل عقايد سياسي شان، "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و سازمان عضو آن، "جامعه دفاع از حقوق بشر"، بدين وسيله نگراني عميق خود را درخصوص وضعيت زندانيان سياسي و مدافعين حقوق بشر که در زندان هاي ايران محبوس هستند اعلام مي کنند. اين دو سازمان مدافع حقوق بشر از مقامات ايراني مي خواهند که نسبت به مرگ اين دو زنداني تحقيق هاي مستقل و بيطرفي را آغاز کنند.

روز ششم سپتامبر 2006، مقامات ايراني مرگ يک زنداني 28 ساله به نام ولي الله فيض مهدوي را اعلام کردند. مرگ او به دنبال مرگ اکبر محمدي [31 ژوئيه 2006] در زندان بدنام اوين در تهران حادث شد. اين درحالي است که هر دوي آنها در اعتراض به شرايط حبس خود در اعتصاب غذا بسر مي بردند. با اين وجود، چگونگي مرگ آنها همچنان مبهم بوده و سؤالات مهم بسياري را درخصوص رفتار جمهوري اسلامي با زندانيان محبوس در زندان هاي ايران مطرح کرده است. به علاوه، تاکنون مسؤولين ايراني از پيگيري مرگ اين دو زنداني سرباز زده اند.

آقاي ولي الله فيض مهدوي در سال 2000 پس از يک دادگاه غيرعادلانه که در آن امکان حضور وکيل وي وجود نداشت به اعدام محکوم شد و دليل محکوميت او حمايت و پشتيباني از سازمان مجاهدين بود. وي در تاريخ 28 اوت 2006 پس از يک اعتصاب غذاي 9 روزه در بيمارستان بستري شد. خانواده و وکيل او اجازه نداشتند تا او را ملاقات کنند. ادعاهاي بسياري از سوي مقامات درخصوص مگر وي عنوان شده، ازجمله سکته قلبي و اينکه او اقدام به خودکشي کرده است.

آقاي اکبر محمدي، يکي از فعالان دانشجو در ماه ژوئيه 1999، زماني که نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي به خوابگاه دانشگاه تهران حمله کردند، به همراه دانشجويان ديگر بسياري به دليل شرکت در تظاهرات مسالمت جويانه دستگير و بازداشت شد. آقاي محمدي در ماه سپتامبر 1999، پس از دادگاه هاي ناعادلانه بسيار، توسط دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم گرديد، ولي محکوميت وي در ماه آوريل 2001، به لطف تلاش هاي جوامع بين المللي به 15 سال حبس تقليل يافت. با توجه به اطلاعات رسيده از فدراسيون بين المللي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر، آقاي محمدي در زمان حبس خود از بدرفتاري هاي شديدي رنج مي برده است که در نهايت نيز منجر به وخيم تر شدن وضعيت فيزيکي او شده بود.

فدراسيون بين المللي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر همچنين مراتب نگراني خود را درخصوص وضعيت ديگر فعالان و ديگر زندانيان سياسي که در زندان هاي ايران بسر مي برند، اعلام مي کنند. درحال حاضر، وضعيت زندانيان سياسي و زندانياني که به دليل عقايد خود در حبس بسر مي برند، بسيار وخيم شده است. اعتصاب غذا در زندان هاي ايران درحال تبديل شدن به يک حرکت گسترده است. سازمان هاي غيردولتي اجازه ملاقات اين زندانيان را ندارند و خانواده هاي آنها نيز از تماس با اين سازمان هاي غيردولتي واهمه دارند. قابل ذکر است که افراد بسياري بدون احراز هويت شان در زندان بسر مي برند.

کريم لاهيجي، رييس جامعه دفاع از حقوق بشر و نايب رييس فدراسيون بين المللي حقوق بشر در اين رابطه مي گويد: "ما عميقاً نگران افزايش تعداد زندانيان سياسي هستيم. زنداني هايي که همچنين متحمل بدرفتاري در زندان هاي ايران هستند." وي مي افزايد: "رويدادهاي اخير نشان دهنده تهديدهاي جدي نسبت به سلامت و امنيت ديگر زندانيان است که به دليل عقايد سياسي شان در زندان هاي ايران محبوس شده اند."

فدراسيون بين المللي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر از مقامات جمهوري اسلامي قاطعانه مي خواهد که تحقيق و رسيدگي هاي مستقل و بيطرفي را درخصوص چگونگي مرگ اين دو زنداني آغاز کنند؛ تحقيق هايي که مي توانند سرآغازي براي برملاشدن تجاوز و بدرفتاري مقامات نسبت به حقوق زندانيان باشند.

فدراسيون بين المللي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر همچنين مراتب نگراني و تأسف عميق خود را درخصوص اين رويدادها که نشان دهنده تخلفات روزافزون جمهوري اسلامي در زمينه حقوق بشر است اعلام مي کنند و بار ديگر از مسؤولين جمهوري اسلامي مي خواهند تا نسبت به تعهدات بين المللي خود تحت قوانين بين المللي حقوق بشر، به ويژه مفاد ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني که ايران نيز عضو آن است، پايبند باشد و اصول اين گونه تعهدات را رعايت نمايد.

در پايان، فدراسيون بين المللي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر از شوراي حقوق بشر سازمان ملل که در تاريخ 18 سپتامبر دومين نشست خود را آغاز خواهد کرد، درخواست مي کند که قطعنامه اي را در جهت محکوم نمودن وضعيت حقوق بشر در ايران به تصويب برساند.

منبع: فدراسيون بين المللي حقوق بشر، 13 سپتامبر 2006
مترجم: علي جواهرفروش



نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 16:11 | لینک  | 

گفتگوی اکبر گنجی با فرانسيس فوکوياما

در منطقه خاورميانه شرايط اينک بسيار حساس و خطرناک است. حادثه سال ها جنگ و کشتار در عالم مسيحيت مابين پروتستان ها و کاتوليک ها، احتمال دارد در جهان اسلام بين شيعيان و اهل تسنن تکرار شود. به همين دليل تنها چاره آن است که مسلمانان تفاسير جديدی از دين ارائه کنند که سکولاريسم و تفکيک عرصه عمومی از خصوصی را بپذيرند

 

واشنگتن - ۲۵ آگوست ۲۰۰۶

پرسش: مسايل واحدی در منطقه خاورميانه ( عراق، افغانستان، فلسطين و ...) ما و شما را به يکديگر گره زده است. دراينکه اين منطقه نيازمند رهايی از حکومت های خودکامه و ايجاد نظام های دموکراتيک است، اختلاف نظری بين ما وشما وجود ندارد. اما بر سر شيوه های رسيدن به دموکراسی اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. شيوه ميليتاريستی دولت امريکا برای دموکراتيک کردن منطقه نتيجه معکوس به بار آورده است. بنيادگرايی و تروريسم در منطقه رشد کرده است، راديکال های دو طرف، برای بقا به يکديگر نيازمند اند و صدای همديگر را بلند کرده و به گوش جهانيان می رسانند. تصويری که از منطقه خاورميانه در رسانه های غربی ارائه می شود، تصويری ايدئولوژيک و غير واقعی است. گويی کل منطقه خاورميانه را می توان به بنيادگرايی و تروريسم تحويل کرد. در اين منطقه صدای ديگری هم وجود دارد که بايد شنيده و جدی گرفته شود: صدای دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و صلح.
اين صدا به روشهای مسالمت آميز در حال مبارزه با نظام های خودکامه برای استقرار دموکراسی در منطقه است. دموکراسی مساله ای است مرتبط با ساختارهای پايدار اين منطقه و هيچ يک از اين ساختارها با حمله نظامی، آنگونه که در عراق اتفاق افتاد و شما در ابتدا موافق آن بوديد و اينک مخالف آن، دگرگون نمی شود. پايان تاريخ شما ليبراليسم بود اما شما می دانيد که در جوامع غربی، ليبراليسم تقدم تاريخی – وجودی بر دموکراسی دارد. در اين جوامع ابتدا ساخت ليبرالی در طی چند سده ايجاد شده است، آنگاه دموکراسی به طور طبيعی برروی اين ساخت نشست، اين منطقه فاقد ساختار ليبرالی است. اين مساله به اضافه سياست خارجی ميليتاريستی امريکا در منطقه، مساله فلسطين و ظلمی که از سوی اسرائيل با حمايت يک جانبه امريکا بر مردم فلسطين وارد می شود ؛ بستر مناسبی برای رشد بنياد گرايی در منطقه فراهم کرده است. بدين ترتيب اگر در کشورهای عربی خاورميانه اينک يک انتخابات آزاد و منصفانه برگزار شود، بينادگرايان پيروز خواهند شد و نظام هايی خودکامه تر از نظام های فعلی تاسيس خواهند کرد. مسائل اين منطقه بايد به طور ريشه ای حل و فصل شود. اقتصاد بازار پيش شرط دموکراسی است. دولت های نفتی اين منطقه با در دست داشتن نفت، امکان پيدايش اقتصاد بازار را بسيار سخت و دشوار کردند. شما در اين زمينه چگونه می انديشيد؟

برای مطالعه بقیه گفتگو ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 1:15 | لینک  | 

 

اکبرگنجي در برنامه "گفت و گو با تاريخ":

نگرانيم جنبش دموکراسي قرباني مذاکرات هسته اي شود

 

اکبرگنجي روزنامه نگاري ايران ماه گذشته، درگفت و گو با هري کرايسلرمعاون مرکز مطالعات بين المللي دانشگاه برکلي به سوالات وي در خصوص رابطه دين و حکومت، حکومت سلطاني در ايران، رابطه ايران و آمريکا وبسياري ديگر از موضوعاتي که هم اکنون درافکار عمومي مطرح است پاسخ داد. کرايسلر که مدير برنامه "گفت و گو با تاريخ" است، تا کنون بيش از يکصد مصاحبه با شخصيت هاي مشهور جهان از کوفي عنان تا اسپايک لي و اوليوراستون انجام داده است. ولي نصر و شيرين عبادي دو ميهمان ديگر ايراني وي در گذشته بوده اند. اين مصاحبه در شبکه هاي ماهواره اي آمريکا و همچنين دانشگاه هاي کاليفرنيا پخش شده است. کرايسلر درمعرفي گنجي مي گويد: "مهمان امروز ما اکبرگنجي از سرسخت ترين مخالفان امروز حکومت ايران به شمار مي رود. او مرد فکر وعمل، يک نويسنده وروزنامه نگار است. مقالات او درکتاب هاي مختلف از جمله تاريکخانه اشباح وعالي جناب سرخپوش و خاکستري جمع آوري ومنتشر شده است." کرايسلر گفت و گوي خود را با گنجي با ذکر اين مقدمه آغاز مي کند: "نوشته هاي او باعث زنداني شدن او شد. او مانيفست جمهوري خواهي را که درآن به مباني ونيازهاي پايه اي براي استوار کردن دموکراسي درايران پرداخته را درزندان نوشته است. اقدامات شجاعانه او برايش شهرت بين المللي آورده ودرسال 2006 او نائل به کسب قلم طلايي گرديد."

به برکلي خوش امديد. شما کجا متولد وبزرگ شديد؟
درتهران

وقتي که به گذشته نگاه مي کنيد، پدرومادرتان چه تاثيري برديدگاه هاي شما داشتند؟
در يک خانواده محروم و مذهبي بزرگ شدم و اين در آينده من بسيار موثر بود.

در جواني شما عضو سپاه پاسداران شديد؟
بله درست است.

 

 انقلاب ايران چه تاثيري روي شما داشت؟
ما انقلاب کرديم که يک رژيم خودکامه را براندازيم و يک شرايط بهتري درست کنيم ولي اين شرايط بهتر درست نشد. يک رژيم سلطاني جانشين يک رژيم سلطاني ديگر شد

 

جهت مطالعه بقیه گفتگو ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 21:42 | لینک  | 

 

نامه اکبر گنجی  به کوفي عنان

اکبر گنجي در نامه اي به کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد ضمن ابراز نگراني نسبت به جان زندانيان سياسي جمهوري از وي خواست نسبت به مرگ اکبر محمدي در زندان اوين واکنش نشان دهد. به دنبال اين نامه که در آغاز دومين هفته از سفر اکبرگنجي به آمريکا نوشته شد از گنجي دعوت به عمل آمد که در ديدار مجددي از کاخ شيشه اي با مديران اين سازمان گفتگو کند.

گنجي در نامه خود خطاب به عنان آورده است: "در روزهاي جاري ذهن شما به درستي متوجه کشتار و آوارگي مردمان غيرنظامي در لبنان است. اميدوارم تلاشهاي شما به سرانجام رسد و بمبارانها و درگير‌يهاي نظامي خاتمه يابند. در منطقه‌ي خاورميانه و نزديک هم اين گونه جنگها جاري هستند و هم جنگهاي پنهان و آشکاري که برخي حکومتها عليه مردمان خود برپا کرده‌اند و بي‌وقفه آنها را پيش مي‌برند. نمونه‌ي بارز چنين ضديتي با آرامش و آزادي را مي‌توان در ايران ديد."

وي ادامه داده است: "در زندان مخوف اوين بازهم يک زنداني سياسي به نحو مشکوکي درگذشته است. اين زنداني با نام اکبر محمدي در حال اعتصاب غذا به سرمي‌برده است. هدف وي از اعتصاب غذا اعتراض به بي‌حقوقي خود به‌عنوانِ زنداني سياسي بوده است. اکبر محمدي جرمي جز فعاليت سياسي آزاديخواهانه در چارچوب مبارزات دانشجويي نداشته است. من سالهاي طولاني در زندانهاي جمهوري اسلامي اسير بوده‌ام و مي‌دانم چه خطرهايي جان زندانيان سياسي را تهديد مي‌کند. اعتصاب غذايي که ما اخيرا در ايران و خارج از جمله در مقابل مرکز سازمان ملل متحد در نيويورک برپا کرديم، براي جلب توجه جهانيان به وضعيت زندانيان سياسي در ايران و فشار حکومت بر دگرانديشان بود."

در نامه اين روزنامه نگار ايراني تصريح شده است: "ما خواهان آن بوده و هستيم که جلوي فجايعي چون قتل زهرا کاظمي، خبرنگار ايراني– کانادايي در زندان اوين گرفته شود. اکنون بايستي در کنار زهرا کاظمي، که در ژوئيه ۲۰۰۳ به قتل رسيد، از اکبر محمدي نيز نام ببريم. رژيم در مورد اکبر محمدي، همچون مورد زهرا کاظمي اجازه بررسي نحوه‌ي مرگ از سوي مراجع ذي‌صلاح غيردولتي و خانواده‌ي دانشجوي قرباني را نداده است. جسد او را با عجله و به صورتي مخفي دفن کرده‌اند."

اکبر گنجي در پايان تاکيد کرده است: "من نگران جان همبندان سابق خود و همه‌ي زندانيان سياسي هستم. از شما مي‌خواهم به رژيم ايران در مورد اعمال فشاري که به مرگ اکبر محمدي منجر شد اعتراض کنيد و خواهان بازديد هيئتي جهاني از زندانهاي ايران شويد."

گفتنی است پس از نگارش این نامه دبیرکل سازمان ملل نماینده ویژه ای جهت دیدار با گنجی تعیین کرد.گزارش این دیدار پیش از این در همین وبلاگ منتشر شد.

نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 11:18 | لینک  | 

الگوی اکبر گنجی در حاکمیت سلطانی
 
رضاخجسته رحیمی

یکسال از پوشیده شدن لباسی یکدست ، بر تن حاکمیت در ایران می گذرد و به جبر یا تقدیر ، اقتدارگرایان ایران ، پس از فتح آخرین سنگر که همانا کرسی ریاست جمهوری در ایران بود ، حاکمیت نظامی خود را بر جامعه ایران تحمیل کرده اند.
در یکسالگی تسلط اقتدارگرایان بر حاکمیت ایران ، اما شرایط حاکمیت یکدست بر خلاف آنچه عده ای وعده می دادند، در تشابه آن سالهای سیاه و نکبت بار دهه شصت نیست. چه آنکه در آن سالها، یکدستی حاکمیت آنچنان بود که صدایی به مخالفت از درون حاکمیت بر نمی خواست و در برابر اعدامهای فله ای تنها اعتراض یک حکومتمرد بود که سکوت جناح های سیاسی حاکم و حاضر در آن حاکمیت یکدست را شکست و به انتقاد از حذف فیزیکی و قتل دگراندیشان توسط حاکمیت پرداخت. در آن زمان، تنها آن فقیه آزاده ، آیت الله منتظری بود که باز گفتن سر حقیقت را بر ماندن در قدرت ترجیح داد و از حاکمیت اقتدارگرا خارج شد پیش از آنکه آزادمردان ایرانی در مرور تاریخ، او را از ذهن خود اخراج کنند.
اکنون اگرچه اقتدارگرایان ایرانی در برابر شعار «ایران برای همه ایرانیان» ، ایران و همه ایرانیان را برای خود می خواهند و تمایل دارند که در زندانی به وسعت ایران، صدایی از هیچ مخالفی شنیده نشود ،اما مقاومتها، ایستادگیها و فشارهای تحول خواهان ایرانی در عرصه ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 19:48 | لینک  | 

همانگونه که انتظار می رفت نیروهای امنیتی  رژیم فاشیستی - سلطانی جمهوری اسلامی از مراسم آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان جلو گیری کردند.با این حال فعالین جنبش زنان با قرار دادن طومار اعتراضی خود در فضای مجازی این کارزار را رسما آغاز کرده اند.از همه شما آزاد زنان و آزاد مردان خواهش می کنیم با مراجعه به سایت زیر به این کارزار انسانی و مدنی بپیوندید:

                                                          http://www.we-change.org/

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

مجموعه‎ قوانين موجود در ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا می دارد، آن هم در جامعه ای که بيش از 60 درصد از پذيرفته‎شدگان دانشگاه‎ها را زنان تشكيل می‎دهند. در بسياري از جوامع اعتقاد بر آن است كه قانون بايد يک پله از فرهنگ بالاتر باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را تعالي بخشد اما قوانين در ايران از فرهنگ و موقعيت زنان عقب‎تر است.

طبق قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل کيفري دارد و اگر مرتکب جرمي شود که مجازات آن اعدام است دادگاه مي‎تواند او را به اعدام محكوم ‎كند. اگر زن و مردي در خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قانون خسارتي که به زن مي دهند نصف خسارت مرد است. اگر حادثه‎اي جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون شهادت زن به‎تنهايي پذيرفته نمي‎شود اما شهادت مرد پذيرفته مي‎شود. طبق قانون، پدر مي‎تواند با اجازه دادگاه، دخترش را حتي قبل از 13 سالگي به عقد مرد 70 ساله‎اي درآورد. طبق قانون، مادر هيچ‎گاه نمي‎تواند سرپرست امور مالي فرزندش باشد و در مورد محل زندگي، اجازه خروج از كشور و حتي مسائل درماني كودك تصميم بگيرد. طبق قانون مردان مي‎توانند چند همسر داشته باشند و هر موقع بخواهند زن‎شان را طلاق بدهند.

اين موارد تنها بخش كوچكي از نابرابري و تبعيض‎هاي قانوني نسبت به زنان است و بي‎شك زناني كه در طبقات پايين جامعه قرار دارند يا جزو اقليت‎هاي قومي و مذهبي هستند از تبعيضات قانوني بيش از ديگر زنان رنج مي‎برند. از سويي، وجود قوانين ناعادلانه‎، روابط بين زن و مرد را چنان ناسالم و نامتعادل ساخته كه زندگي مردان را نيز با مشكلات بسياري مواجه كرده است، از جمله مي‎توان به رواج ميزان بالاي مهريه اشاره كرد كه به‎دليل احساس عدم امنيت ناشي از تبعيضات قانوني از سوي زنان درخواست مي‎شود.

از سوي ديگر، دولت ايران به ميثاق‎هاي بين‎المللي حقوق بشر ملحق و متعهد به اجراي مقررات آنان شده است. مهم‎ترين ضابطه در حقوق بشر عدم تبعيض برمبناي جنس، قوم، مذهب و... است. بنابر مباني فوق ما امضاءكنندگان اين بيانه خواستار رفع تبعيض از زنان در كليه‎ قوانين بوده و از قانونگذاران مي‎خواهيم كه نسبت به بازنگري و اصلاح قوانين بر اساس تعهدات بين‎المللي دولت اقدام نمايند.

نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 10:9 | لینک  | 

 

ديدار اکبر گنجی با مقامات سازمان ملل در رابطه با وضعيت حقوق بشر در ايران

بدنبال نامه اکبر گنجی به آقای کوفی عنان دبير کل سازمان ملل متحد درباره مرگ اکبر محمدی در زندان اوين و ارجاع مساله از سوی ايشان به مشاور ارشد سياسی خود جهت پيگيری مساله ، از گنجی دعوت به عمل آمد تا با حضور در سازمان در اين خصوص به گفتگو بنشينند.
گنجی در روز پنج شنبه
۲۶ مرداد ماه ۱۳۸۵
با حضور در سازمان ملل، با مشاور ارشد سياسی و يکی از معاونين کوفی عنان به اضافه مسئول ميز ايران ديدار و گفتگو کرد.
در اين ديدار گنجی به طور مبسوط در خصوص مسائل زير سخن گفت و به پرسش های حاضران پاسخ داد:
۱-
مساله مرگ اکبر محمدی در زندان اوين و درخواست های خانواده وی و نيروهای دموکرات ايران در اين زمينه
۲-
غير قانونی اعلام کردن کانون مدافعان حقوق بشر در ايران متعلق به خانم شيرين عبادی و همکاران وی
۳-
تهيه فيلم از رامين جهانبگلو جهت پخش از سيمای جمهوری اسلامی ايران
۴-
متهم کردن مخالفان و ناراضيان سياسی مسالمت جو به جاسوسی، براندازی نرم، انقلاب مخملی و صورتی توسط رژيم
۵-
جمع آوری ماهواره ها و فيلتر کردن تمام سايت ها
مشاور ارشد سياسی آقای کوفی عنان ضمن ابراز همدلی و تاکيد براينکه حتما تمام اين مسائل را به اطلاع دبير کل سازمان ملل خواهند رساند بر دو نکته تاکيد کرد يکی اينکه تمام اين مسائل به اطلاع شورای جديد حقوق بشر سازمان ملل در ژنو رسانده شود و ديگر اينکه آقای گنجی حتما ارتباط خود را با سازمان ملل حفظ نمايد و با ديگر مقام های سازمان ملل نيز ديدار و گفتگو کند.

مشاور ارشد سياسی دبير کل سازمان ملل اعلام کرد آقای کوفی عنان شخصا مايل است با آقای گنجی ملاقات کند ولی فعلا به شدت درگير حل مساله لبنان است.
در اين ديدار همچنين مسول ميز ايران گزارش کاملی از اقدامات سازمان ملل و شخص آقای کوفی عنان در خصوص آزادی گنجی از زندان ارائه کرد.

نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 17:37 | لینک  | 

 گنجي و منتقدانش*/حسين پارسا

 

اکبر گنجی _ناراضی سر شناس ایرانی _پس از گذراندن شش سال حبس در ایران _به جرم فعالیتهای عقیدتی علیه حکومت و افشای اسرار اطلاعاتی مبنی بر دست داشتن حکومت در ترور مخالفان داخلی _اینک آزاد است و پس از طی روسیه و اروپا ،اکنون در آمریکاست.او در طی این مدت تا حدودی توانسته افکار عمومی دنیا را به مسایل مربوط به حکومت ایران و جنبش دموکراسی خواه ایرانی،معطوف کند.

با همه این مسایل هنوز بسیار زود است که گنجی را ستاره ای نزد مردم ایران بدانیم زیرا در طی مدتی که از زندان آزاد شده همواره در معرض انتقادات فراوانی روبه رو بوده.در نتیجه بسیار ساده لوحانه به نظر میرسد که بدون توجه به انتقادات،چشم بسته از او حمایت کنیم.

برای اینکار نگاهی اجمالی به انتقادات گروه ها و جمعیتهای منتقد او می اندازیم:

1-گروه های سلطنت طلب:این گروه ها هرچند جایگاه اجتماعی بسیار اندکی در ایران دارند،ولی همواره خود را دوستدار مردم و مردم را عاشق خود میدانند!بزرگترین انتقاد این افراد به گنجی،همانا ساده ترین راه انتقاد است.آنها به طور مستقیم گنجی را کسی میدانند که به دستور جمهوری اسلامی برای بهبود چهره رژیم نزد اپوزسیون و دولتهای خارجی ،به آمریکا سفر کرده!!آنها به طور مشخص او را مزدور حکومت ایران میدانند.روابط گنجی با این گروه ها بعد از آنکه گنجی به طور مشخص اعلام کرد که با این افراد صحبتی ندارد،روزبه روز تیره تر میشود.

2-حکومت اسلامی ایران:این افراد نزدیکترین عقاید را به گروه های سلطنت طلب دارند!!!یعنی گنجی را مزدور و خاین میدانند با این تفاوت که مزدور آمریکا و اسراییل!از نظر آنها گنجی فردی وطن فروش و کافر است که با کمک دلارهای سیا و موساد در صدد ضربه به اسلام و خدا وحکومت اسلامی است.او قصد دارد با براندازی

حکومت،دولتی ضد دین وفاسد تاسیس کند.

3-گروه ها و جمعیتهای کمونیستی:بزرگترین انتقاد این گروه ها به گنجی و امثال اوکه از دل جمهوری اسلامی بیرون آمده اند،مشکل همیشگی آنها با رژیم است.آنها امثال گنجی را شکنجه چی هایی میدانند که پس از سالها حضور در سپاه و دخالت در کشتارهای انجام گرفته،اینک پوست عوض کرده اند و به دستور رژیم برای شناسایی گروه های مخالف و نیز دفاع از اسلام و حکومت اسلامی،فریاد آزادی و عدالت سر میدهند.

4-گروه ها وشخصیتهای چپ و مستقل:امتقادات مطرح شده از سوی این شخصیتها و گروهها شاید مستدل ترین و قابل بحث ترین نقدها به گنجی باشد.این گروهها با انتقاد از دفاع گنجی از لیبرالیسم،تفکرات او را مجری اعتقادات امپریالیستی غرب_به سرکردگی آمریکا_می دانند.

در مجموع میتوان گفت تفاوت تفکر چپها با گنجی ادامه مباحثه تاریخی بین سوسیالیسم و لیبرالیسم است.در مقاله ای چندی پیش دکتر رییس دانا منتشر کرد کاملا نگرانی های چپها نسبت به گنجی و تفکراتش نمایان شده است.

از افراد مستقل منتقد گنجی هم باید به معروفترین منتقد و دوست دیرینه گنجی،یعنی مهندس عباس عبدی اشاره کرد.او حرکت گنجی را کاری بیهوده و بی فایده میداند و اعتقاد دارد کارهای گنجی کاری را پیش نمی برد و فقط وقت تلف کردن است.

5-توده مردم و دانشجویان:هر چند دسته بندی توده مردم با دانشجویان آزادیخواه چندان مناسب به نظر نمی رسد،با اندکی درنگ برروی انتقادات هر دو قشر،شاید بتوان آنها را در این مورد خاص در یک دسته قرار داد.اصلی ترین نقدهای این دو گروه،همان است که عبدی بیان می کند.ولی با زبانی دیگر.

مردمی که به خاطر مقاومت در برابر رژیم واعتصاب غذا به او دلبسته بودند،بعد از خروج گنجی از کشور،با بیان اینکه"گنجی هم مثل بقیه شد"یا"کسی که رفت دیگر درد مردم را نمی فهمد"و"کاری نمی تواند بکند"کاملا از گنجی نا امید هستند.

دانشجویان هم انتقادات فراوانی به او دارند.از جمله اینکه "حرکتهای آزادیخواهانه در کشور با سخنرانی در خارج کشور بدست نمی آید،بلکه باید حرکت از متن جامعه ودر پیشانی آن از دانشگاه آغاز شود."و اینکه"رفتن آقای گنجی هیچ دردی را دوا نمی کند وبیشتر باعث توجیح افزایش فشار حکومت به دانشگاه می شود."

در پایان بیان این نکته ضروری به نظر میرسد که هرچند دلایل هر گروه به طور اجمالی بیان شد،ولی به معنای آن نیست که دلایل دیگری وجود ندارد.همچنین بسیاری از انتقادات در بین گروهها یکسان میباشد.

به طور کلی به نظر میرسد بزرگترین مشکلات گنجی در ایجاد یک جنبش دموکراسی خواه در ایران توده مردم آگاه،دانشجویان و فعالان چپ می باشد.

 

 

                                                                    حسین پارسا_وبلاگ آوای آزادی

*اين مقاله را آقاي حسين پارسا به ايميل ما ارسال كردند.با تشكر از ايشان از ساير عزيزان نيز براي شركت در اين بحث دعوت مي كنيم:

Ganjifans_iran@yahoo.com

                                                             

نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 19:29 | لینک  | 

 

گفتگوی اکبر گنجی با نوام چامسکی، بوستون دانشگاه ام آی تی

        akbar ganji & chamski

 

 

نظام سلطه گر ايران در دست روحانيون افراطی، قدرت متمرکز سرکوبگر ايجاد کرده اند، از شيوه های رژيم شاه در سرکوبگری استفاده می کنند و پروژه هسته ای ترديد آميز و شبهه ناک را دنبال می کنند .

در این گفتگوی علمی - سیاسی اکبر گنجی پرسشهای خود را با نوام چامسکی  متفکر بزرگ و روشنفکر چپ گرای آمریکایی مطرح کرده است.

 

۱۶ آگوست ۲۰۰۶
بوستون دانشگاه ام آی تی


پرسش: چهره ای که از شما در ايران ترسيم می شود، چهره يک روشنفکر مترقی ضد امريکايی – ضد اسرائيلی است. آيا اين چهره تمام وجوه شما را در برمی گيرد؟
پاسخ: وقتی شما سياست های دولت آمريکا را مورد انتقاد قرار می دهيد، معنای آن اين نيست که شما ضد امريکايی هستيد و با مردم امريکا دشمن هستيد. همانطورکه وقتی من سياست های دولت ايران را مورد انتقاد قرار می دهم، معنای آن اين نيست که من با مردم ايران مخالف ام. شما هم از سياست های دولت ايران انتقاد می کنيد، اما شما مخالف مردم ايران نيستيد.

پرسش: آيا می توان به طور همزمان با سياست خارجی دولت امريکا، اسرائيل و ايران مخالف بود و سياست های سرکوبگرانه ايران را هم در عين حال محکوم کرد؟
پاسخ: اين کاری است که من هميشه انجام می دهم، مشکلی در اين زمينه وجود ندارد. شما هم همين کار را انجام می دهيد. همه ما می دانيم چگونه اين کار را انجام می دهيم. البته من منتقد همه سياست ها نيستم. من فقط منتقد سياست هايی هستم که به آنها انتقاد وارد است.

پرسش: اما انتقاد های شما از سياست های سرکوبگرانه رژيم ايران به هيچ وجه در ايران منعکس نمی شود؟
پاسخ: تعجب نمی کنم، همين طور است. همه انتقادهايی که من درباره کشورهای ديگر می کنم، از جمله ايالت متحده امريکا که آزاد ترين کشور دنياست نيز تماما انتشار نمی يابد. اين را هم بايد اضافه کنم که اسرائيل در اين زمينه يک استثنا است. به عنوان مثال در جريان جنگ لبنان من با يکی از روزنامه های اصلی اسرائيل يک مصاحبه بسيار انتقاد آميز داشته ام که ...

جهت مطالعه متن کامل گفتگو ادامه مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 13:47 | لینک  | 

 

جبهه دموکراسی و حقوق بشر برای مسلمانان پای بند به نظام؟! / علی کشتگر

 

 

"جبهه دموکراسی و حقوق بشر"ی که هنوز به هيچ کجا نرسيده ميان خودی های "پای بند" به قانون اساسی و "پای بند" به "مکتب فکری" آقايان با ساير ايرانيان تبعيض قائل می شود شايسته نام "دموکراسی و حقوق بشر" نيست. مواظب استفاده ابزاری از واژه حقوق بشر باشيم هر کس بخواهد در شمار هيئت موسسان و مسؤولان «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» که اصلاح طلبان مذهبی ايران به زودی موجوديت آن را اعلام خواهند کرد در آيد بايد اسلام را «مکتب فکری» خود بداند و به قانون اساسی جمهوری اسلامی «پای بند باشد» . آقای مصطفی معين از دست اندر کاران تشکيل اين جبهه در اين باره چنين ميگويد:
«کسانی که به قانون اساسی که در حال حاضر ميثاق ملی ما است يا به دين اسلام که مکتب فکری بيش از
۹۸ در صد مردم ايران است پای بند نباشند نمی توانند عضو هیأت موسس جبهه دموکراسی و حقوق بشر باشند. اما اين گروه ها به عنوان اعضای معمولی که به تحقق آرمان حقوق بشر و دموکراسی معتقد هستند، می توانند به جبهه بپيوندند».
اگر واقعا ً آقای مصطفی معين، آن چنان که ايلنا گذارش کرده چنين نظری دارد بايد گفت که ايشان جامعه ايران را به دو بخش شهروندان درجه يک که حق ويژه تأسيس و رهبری از آن آنها است و شهروندان درجه دو که فقط ميتوانند سياهی لشکر و حمايت کننده باشند تقسيم کرده است.
فلسفه حقوق بشر آن است که انسان فقط به حکم انسان بودنش بر هر عقيده و مرام و مذهبی مقدم است و به هرنحله فکری و دينی که متعلق باشد از حقوق شهروندی برابر برخوردار است.
«جبهه دموکراسی و حقوق بشر»ی که هنوز به هيچ کجا نرسيده ميان خودی های «پای بند» به قانون اساسی و «پای بند» به «مکتب فکری» آقايان با ساير ايرانيان تبعيض قائل می شود شايسته نام « دموکراسی و حقوق بشر» نيست. گوئی آقايان خواسته باشند جبهه ای برای سهيم شدن در قدرت حاکم درست کنند، امّا اشتباها ً نام «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» برآن گذاشته اند و يا آن که بخاطر جاذبه ای که دموکراسی و حقوق بشر در جامعه ايران امروز پيدا کرده است برای جلب افکار عمومی اين نام بی مسما را بر آن گذاشته اند.
اين که عده ای حق ويژه بنيان گذاری، تشکيل حزب و جبهه و رهبری را داشته باشند و ديگران فقط از حق حمايت و تاييد کردن برخوردار باشند چيز جديدی در جمهوری اسلامی نيست و فرقی با آنچه آقايان خامنه ای و مصباح ميکنند ندارد. آنها هم غير مسلمانان و مخالفان قانون اساسی را از رای دادن و حمايت کردن محروم نکرده اند و در اين عرصه برابری شهروندان را پذيرفته اند.
بنای تبعيض در هر سطحی که گذاشته شد به سرعت به همه زمينه ها و سطوح کشانده می شود. چنان که در مراحل بعدی ميان «پای بندان» واقعی به قانون اساسی و آنهائی که به دروغ خود را «پای بند» اعلام کرده اند و ميان «مسلمانان راستين» و آنان که مدعی مسلمانی اند نيز فرق گذاشته می شود. و سر انجام کار به همين جايی می کشد که کشيده است. يعنی هر نهاد و هر مقامی می تواند با تعيين درجه پای بندی و درجه مسلمانی ديگران تبعيض را در هر موردی که خواست جاری کند.
اساسا ً دموکراسی و حقوق بشر برای اين به وجود آمده است که همين تبعيض ها را ملغا کند. اصل اوليه حقوق بشر و دموکراسی آن است که ما بتوانيم بدون از دست دادن حقوق شهرونديمان اگر خواستيم خواهان تغيير قانون شويم و يا هر عقيده و مذهبی را بر گزينيم. اگر اين اصل را از منشور حقوق بشر بگيريم ديگر چيزی از آن نمی ماند.
اين که گفته شود اسلام مکتب فکری
۹۸ در صد ايرانيان است نيز درست نيست. چرا که دين اساسا ً مکتب فکری نيست. بلکه طرفداران حکومت دينی آن را مکتب فکری (ايدئولوژی) کرده اند و معلوم نيست امروز چند درصد از ايرانيان مسلمان دين را مکتب فکری خود ميدانند. چه بسا اگر امروز از اين به اصطلاح ۹۸
در صد نظر خواهی شود اکثريت آنان با دين همان بر خوردی بکنند که مسيحيان اروپای غربی با دين خود می کنند.
استفاده ابزاری از دين برای حکومت گری در ايران رنگ باخته است، حالا بايد مواظب استفاده ابزاری از واژه های حقوق بشر و دموکراسی باشيم.
البته کسانی اين شيوه های تبعيض آميز اصلاح طلبان مذهبی را مصلحت مبارزه برای دموکراسی در شرايط سخت و ناهموار در جمهوری اسلامی تلقی می کنند. خوش باورانه می گويند که دست اندر کاران تشکيل «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» خود به اين تبعيض ها باور ندارند، اما برای گرفتن مجوز فعاليت ناچار به نرمش و قبول قواعد و قيودات بازی در فضای جمهوری اسلامی هستند.تجربه
۲۷
سال حکومت جمهوری اسلامی نشان داده است که دل بستن به اين گونه خوشباوری ها رفتن به دنبال سراب است. نتيجه آن هم درماندگی و از دست دادن فرصت ها به سود استبداد دينی است.
امروزه هر حرکت آزاديخواهانه و حق طلبانه ای که بخواهد اعتماد ملت و نخبگان جامعه ايران را کسب کند به ناچار بايد «بند» «مکتب فکری» و قوانين تبعيض آميز موجود را از «پای» خود باز کرده باشد و بنای خود را بر شفافيت و صراحت و البته شجاعت و آمادگی برای پرداخت هزينه استوار کرده باشد. در
۲۷
سال گذشته بويژه سالهای اخير توهمات گوناگون يکی پس از ديگری فروريخته اند و بعيد است از اين پس بشود مردم، بويژه دانشجويان و روشنفکران را با اين روش های آزموده متوهم کرد و به ميدان آورد. بر عکس حالا جامعه در اثر انباشت تجربه گذشته نسبت به هر حرکت غير شفاف و مبهمی حساسيت منفی پيدا کرده است.
از آقای معين و دست اندر کاران تشکيل «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» بايد پرسيد که چرا اکبر گنجی که او هم مسلمان است يک تنه بيش از همه گروهها و شخصيت های در گير در اين جبهه در حال تشکيل در داخل و خارج از ايران جلب اعتماد کرده است؟ چرا او بيش از همه آنها در جهانی کردن مسأله حقوق بشر در ايران و جلب پشتيبانی مراجع و نهاد های جهانی مدافع حقوق بشر نقش ايفا کرده است؟ و اگر اين بخاطر آن است که او برای مسلمان بودن حق ويژه ای قائل نيست ، که او گفتار خود را به صراحت و اقدام خود را به شجاعت و آمادگی پرداخت هزينه مزين کرده است چرا نبايد از تجربه وی بياموزيم؟ و آيا پاسخ درست به اين پرسش آن نيست که امثال آقای معين اولا ً هنوز به حقوق بشر اعتقاد پيدا نکرده اند و ثانيا ً اهل مبارزه و پرداخت هزينه نيستند؟
اگر آنچه را که ايلنا از قول آقای معين نقل کرده به نظر هيئت مؤسس «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» با شد بايد گفت که شکست اين جبهه در جلب افکار عمومی حتمی است.
مبارزه مؤثر عليه استبداد نيازمند شکل گيری جنبشی است که مبنای آن برابری کامل همه ايرانيان صرفنظر از مرام، مذهب و جنسيت باشد. جنبشی بر مبنای عدم خشونت که مخالفت خود را با همه مواد تبعيض آميز قانون اساسی کنونی صريحا ً اعلام دارد و بنيان گذاران آن آماده پرداخت هزينه مبارزه برای آزادی و حقوق بشر باشند.

علی کشتگر
سه شنبه
۲۴ مرداد ۱۳۸۵ [۲۰۰۶.۰۸.۱۵]

 

نوشته شده توسط  گروهی از هواداران اکبر گنجی در ساعت 0:6 | لینک  |